اندر احوالات 5 ماهگی کلوچه جونم
پسر گلم محمدعماد عزیزم
امروز 5 ماه میشه که توی بغلمون هستی و زندگی رو برای بابایی و من شیرین تر کردی . 5 ماهگیت مبارک مامانی هورااااااااااااااااااااااااااااااا.gif)

.gif)

امروز که برای چکاپ بردمت 6/500 کیلو بودی با قد 68 سانت قربونت برم
توی این ماه باد گرفتی که غلت بزنی و با اسباب بازیات حرف میزنی و از خودت صدا در میاری مخصوصا باب اسپانچی رو خیلی دوست داری .
این روزا کار من شده نشستن پیشت و خندوندنت
شبم که میشه دیگه نوبت باباییه شما هم خوشت میاد و منتظر می مونی که ما بیاییم پیشت و باهات بازی کنیم.gif)
اینها هم چند تا از عکسای شما توی 5 ماهگیبه عزیزم
.gif)

.gif)

.gif)

.gif)

.gif)

.gif)

.gif)

.gif)
محمدعماددر حال دیدن عکسای کتاب رنگهای داداشی که خیلی دوسش داره

.gif)
تازگیا هم پستونگو با دورش میکنی دهنت فکر کنم داری دندون درمیاری و لثه هات میخاره 
.gif)
گاهی وقتا هم دوست داری با پستونکت انگشتاتم بخوری

.gif)
توی پارک بانوان هم که رفته بودیم برای اولین بار غلت زدی و ما هم کلی ذوق کردیییییییییم
.gif)



.gif)

چند تا هم از عکسات که توی خواب بودی میذارم عزیزم وقتایی که حتی اگه چند ساعت هم بشینم و ببینمت سیر نمیشم
.gif)

.gif)

.gif)

.gif)

همچین دستتو با ملچ ملوچ میخوری که ماهم دهنمون آب میوفته . بده ببینم چه مزه ایه!! عسل مامان1
.gif)

.gif)

.gif)

.gif)

.gif)
با مبینا جون و محمدبرنا توی پارک شاهین

.gif)

.gif)

.gif)



اندر احوالات 5 ماهگی کلوچه جونم
